سيد محمد دامادى

475

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

يافتن . ج تعيّنات تفرقه ؛ لفظ تفرقه اشارت است به وجود مباينت و إثبات عبوديّت و ربوبيّت و فرق خلق از حق بىتفرقه عين زندقه بود و تفرقه بىجمع محض تعطيل حق بود ، و اگر در طاعت به كسب خود نگرد در مقام تفرقه باشد و اگر به فضل حق نگرد در مقام جمع بود و هر كه از خود و اعمال خود به كلّى فانى شود در مقام جمع الجمع بود ( مصباح الهدايه ص 98 ) صاحب لمع گويد : تفرقه لفظ مجملى است و جمع و تفرقه دو اصل‌اند كه هيچ يك از ديگرى بىنياز نيست و كسى كه اشاره كند به تفرقه بدون جمع خداى را منكر است و كسى كه اشاره كند به جمع بدون تفرقه قدرت خداى را منكر است و كسى كه جمع كند ميان آن دو موحّد است . پير طريقت گفت : « آن كس كه جمع وى درست باشد تفرقت او را زيان ندارد كه نسبت او درست باشد ، به عقوق نسبت بريده نگردد ، در عين ، سخن گفتن نه كار زبان است ، عبارت از حقيقت جمع پنهانست ، مستهلك را در بحر بلا چه بيانست ؟ از مستغرق در عين فنا چه نشانست . اين حديث رستاخيز دل و غارت جانست ، با صولت وصال دل و ديده را چه توان است ؟ آنكس كو بر بيم ؟ . . وصال خود حيرانست ، دير است تا جان او به مهر ازل گروگان است ، بىدل باد كه از پى دل به فغان است بىجان باد كه از رفتن به دوست پشيمانست . إلهى دانندهء هر چيز سازندهء هر كار و دارندهء هر كسى . نه كس را با تو انبازى ، و نه كس را از تو بىنيازى ، كار به حكمت مىاندازى » [ از عدّه ج 7 ص 365 ] . أبو الحسين نورى گويد : « الجمع بالحق تفرقة عن غيره و التفرقة عن غيره